نسبت عقل و دین در فلسفة کانت

شناسنامه علمی شماره

نویسنده

استادیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

چکیده

نسبت دین و عقل در فلسفة کانت از جملة موضوعاتی است که داوری سریع و قطعی در مورد آن دشوار است. در این مقاله سعی می‌شود با توجه به آثار مهم کانت و به‌ویژه با تأکید بر دین فقط در محدودة عقل موضع حقیقی و واقعی کانت در این مورد کشف و تشریح شود. با توجه به ایده‌آلیسم استعلایی و اصالت‌بخشی به خودآیینی عقل در فلسفة نقدی و نیز با دقت در استعاراتی که کانت در آثار خود به کار می‌برد، به این نتیجه متمایل می‌شویم که در ساختمان فکری کانت اموری از قبیل خدا، وحی، دین و جاودانگی هر چند به اشکال مختلف مورد توجه و گاه مورد تأکید قرار گرفته است؛ ولی این امور یا به‌عنوان اصل موضوعة اثبات نشدة اخلاق و ایدة ذهنی فرادید هستند و یا اهمیت و اعتبار آن‌ها تا اندازه‌ای است که هم‌سو و هم‌ساز با اصول و قواعد وضع شده توسط عقل خودآیین بشری و وجدان‌گاه معینْ این عقل و گاه پشت‌گرم به چنین عقلی باشد.
خدا در نهایت در اندیشه‌ی کانت به جامعه مشترک‌المنافع اخلاقی، که جامعة مبتنی بر فضیلت محسوب می‌شود، تحویل می‌رود؛ و جاودانگی نیز از جنبة فردی و شخصی خارج شده به امیدی نوعی و جمعی برای تحقق چنان جامعه‌ای تبدیل می‌شود. بدین ترتیب، وحی به‌عنوان پدیده‌ای شخصی، همچون خواب، تا آنجا مورد توجه است که هم‌سو و سازگار با قواعد و قوانین و آرمان‌های عقل خودآیین، اعم از نظری و عملی، باشد؛ وگرنه، علی‌الاصول، مانند خواب نوعی جنون موقت و خروج از ساحت اجتماعی انسان به شمار آمده و به طور ضمنی و با ظرافت تمام چوب رد و انکار می‌خورد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Relation between Reason and Religion in Kant Philosophy

نویسنده [English]

  • Esmail Saadati Khmaseh
Assistant Professor, Institute of Islamic Culture and Thought
چکیده [English]

 
Relation between religion and reason in Kant's philosophy is one of the topics which is difficult to be judged rapidly and decisively. In the present article, relying on Kant's important works and in particular his Religion within the Limits of Reason Alone, the author tries to explore and describe Kant's real position. Taking into account transcendent idealism and originality of reason's autonomy in the Critical Philosophy as well as metaphors used by Kant in his works, we will come to the conclusion that, in Kant's intellectual construct, points such as God, revelation, religion, and permanence have been mentioned in various ways and emphasized occasionally. But either these points are considered as unproved axioms of ethics and mental ideas or they are of importance as much as they are consistent with principles and axioms ratified by human autonomous reason; and, conscience sometimes helps this reason and some other times it is supported by such a reason. In long run, in Kant's thoughts, God is reduced to a moral commonwealth which is a society based on virtues; and permanence is stripped of its individual and personal aspect and changes into a typical and collective hope for realization of such a society. Thus, as a personal phenomenon like dreaming, revelation is of interest as much as it is consistent with rules, laws, and ideals of the autonomous reason (whether theoretical or practical). Otherwise, like dreaming, it is regarded as a kind of temporary insanity and exodus from the social realm of man, and is denied implicitly.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Keywords: religion
  • Reason
  • God
  • Moral commonwealth
  • Purposefulness