<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش‌های علم و دین</title>
    <link>https://elmodin.ihcs.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش‌های علم و دین</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 21 Jan 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 21 Jan 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ترابشریت و بحران مشروعیت سیاسی: بازاندیشی در انسانِ مکلف از منظر فقه سیاسی</title>
      <link>https://elmodin.ihcs.ac.ir/article_10857.html</link>
      <description>جنبش ترابشریت با بهره‌گیری از فناوری‌های زیستی و هوش مصنوعی، با هدف ارتقای انسان از محدودیت‌های زیستی، شناختی و روانی، هویت انسانِ مکلف را که در فقه سیاسی هسته مرکزی رابطه فرد با شریعت و قدرت سیاسی است، به چالش می‌کشد. این پژوهش به این مهم می پردازد که چگونه ترابشریت، با بازتعریف انسان به‌عنوان موجودی خودطراحی‌شده و قابل‌مهندسی، مشروعیت سیاسی نظام‌های فقهی-دینی را متزلزل می‌سازد. در فقه سیاسی، انسان مکلف موجودی عاقل، مختار و مسئول در برابر خداوند است که مشروعیت نظام سیاسی به اطاعت او از شریعت وابسته است. ترابشریت با ایجاد سوژه‌های فناورانه‌ای که ممکن است خود را تابع احکام شرعی ندانند، این رابطه را مختل کرده و بحرانی در منطق مشروعیت فقهی ایجاد می‌کند. این بحران، ریشه در شکاف معرفتی میان انسان‌شناسی دینی و ترابشری دارد که مفاهیم کرامت، اختیار و تکلیف را بازتعریف می‌کند. این پژوهش با بهره‌گیری از چارچوب زیست‌سیاست فوکو و تحلیل‌های فقهی، نشان می‌دهد که فناوری‌های ارتقایی، با تبدیل بدن و ذهن به ابژه‌های فناورانه، اقتدار دینی را تضعیف می‌کنند. سه سناریوی تقابل، تطبیق و گذار برای مواجهه با این چالش پیشنهاد شده که سناریوی تطبیق، با تأکید بر اجتهاد پویا و بازتعریف مفاهیم فقهی، مناسب‌ترین راهکار برای حفظ مشروعیت است. پیشنهادات شامل آموزش میان‌رشته‌ای، ایجاد شوراهای مشورتی، سیاست‌گذاری عادلانه و آگاهی‌بخشی عمومی است تا نظام‌های فقهی بتوانند با حفظ اصول دینی، به تحولات فناورانه پاسخ دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازاندیشی مسئله ذهن و بدن در پرتو علوم اعصاب: از جوهر ذهن تا تحقق شبکه‌ای</title>
      <link>https://elmodin.ihcs.ac.ir/article_10836.html</link>
      <description>این مقاله به بازاندیشی مسئلۀ ذهن و بدن از دوگانه‌انگاری دکارتی تا رویکردهای معاصر علوم اعصاب می‌پردازد. پرسش محوری آن است که آیا فیزیکالیسم علوم اعصاب پاسخی قاطع به دوگانه‌انگاری دکارتی ارائه کرده است یا صرفاً صورت‌بندی این مسئله را به سطحی تازه منتقل کرده است. روش پژوهش مبتنی بر تحلیل مفهومی مسئله‌محور همراه با مرور هدفمند شواهد علوم اعصاب شناختی، شامل مطالعات ضایعه، همبستگی‌های عصبی آگاهی و مداخلات علّی، و بررسی چند مدل شاخص آگاهی مانند فضای کاری جهانی، اطلاعات یکپارچه و پردازش پیش‌بینانه است. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که وابستگی منظم کارکردهای ذهنی به سازمان‌یافتگی شبکه‌های مغزی و امکان دست‌کاری علّی محتوا و تصمیم، ادعای استقلال جوهری ذهن را به‌طور جدی به چالش می‌کشد و فهم &amp;amp;laquo;تحقق شبکه‌ای چندسطحی&amp;amp;raquo; را برجسته می‌سازد. با این حال، مقاله استدلال می‌کند که گذار از همبستگی و مداخله تجربی به ادعای اینهمانی هستی‌شناختی، بدون احتیاط مفهومی و روش‌شناختی موجه نیست و شکاف میان تبیین‌های کارکردی و کیفیات پدیداری تجربه به‌طور کامل برطرف نمی‌شود. بر این اساس، فیزیکالیسم علوم اعصاب نه به‌منزلۀ حل نهایی مسئله ذهن و بدن، بلکه به‌عنوان چارچوبی کاری و آزمون‌پذیر برای بازصورت‌بندی و پیشبرد این مسئله ارزیابی می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الهیات شناختی: رویکردی نوین در فهم دین</title>
      <link>https://elmodin.ihcs.ac.ir/article_11870.html</link>
      <description>پیشرفت‌های دو دهه اخیر در علوم اعصاب و روان‌شناسی شناختی، امکان بررسی علمی پدیده دین را فراهم کرده ‌است. در مقابل، معارف وحیانی اسلام مدعی ارائه حقایقی فراتجربی است. این پژوهش با روش تحلیلی- تلفیقی، به بررسی این مسئله می‌پردازد که چگونه می‌توان از یافته‌های علوم شناختی برای فهم عمیق‌تر مکانیسم‌های دریافت و پردازش معارف دینی و حتی اعمال دینی بهره برد، بدون آنکه دچار تقلیل‌گرایی شد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد مکانیسم‌های شناختی مانند &amp;amp;laquo;نظریه ذهن&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تشخیص عاملیت افراطی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;سامانه استنتاج هدف‌مند&amp;amp;raquo; در تبیین چگونگی شکل‌گیری باورهای دینی نقش مهمی دارند. لذا با ارائه &amp;amp;laquo;مدل سطوح سه‌گانه&amp;amp;raquo; - شامل سطوح عصب‌شناختی، روان‌شناختی و الهیاتی - نشان می‌دهد این سطوح در تعامل طولی می‌توانند به فهمی جامع‌ از دین منجر شوند. همچنین، این تحقیق چالش‌های پیش‌روی این تعامل، از جمله مسئله تقلیل‌گرایی، تنوع فرهنگی و خطاپذیری شناختی را بررسی کرده و راهکارهایی برای مواجهه با آنها ارائه می‌دهد. نتایج نشان می‌دهد تعامل علوم شناختی و معارف دینی نه تنها به درک عمیق‌تری از دین می‌انجامد، بلکه می‌تواند زمینه‌ساز ظهور شاخه‌ای جدید با عنوان &amp;amp;laquo;الهیات شناختی&amp;amp;raquo; در مطالعات بین‌رشته‌ای دین باشد. این رویکرد می‌تواند به غنای هر دو حوزه علم و دین بیفزاید و افق‌های جدیدی در پژوهش‌های دینی بگشاید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه تطبیقی روایت‌های دینی و دیدگاه‌های علمی درباره منشأ انسان: از خلقت تا تکامل</title>
      <link>https://elmodin.ihcs.ac.ir/article_11871.html</link>
      <description>مسئله منشأ و جایگاه انسان از دیرزمان یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌ها در حوزه‌های دین، فلسفه و علم بوده است. در سنت‌های ابراهیمی، انسان موجودی برگزیده و روحانی معرفی می‌شود که آفرینش او با هدفی الهی و در فرایندی تدریجی و هدفمند صورت گرفته است. این دیدگاه، انسان را نه صرفاً موجودی زیستی، بلکه حامل روح الهی و نماینده خداوند در زمین می‌داند. در فلسفه اسلامی، انسان موجودی مرکب از ماده و معناست که با سیر تکاملی عقلانی و وجودی، از مرتبه‌ی محسوس به مرتبه‌ی تعقل و شهود می‌رسد و غایت او، تحقق کمال نهایی وجود خویش است. در عرفان اسلامی نیز، آفرینش انسان تجلی اسماء و صفات الهی تلقی می‌شود و هدف نهایی آن، دستیابی به مقام &amp;amp;laquo;انسان کامل&amp;amp;raquo; است که جامع همه‌ی مراتب هستی و مظهر تامّ حقیقت الهی است.در مقابل، علم جدید و به‌ویژه زیست‌شناسی تکاملی، منشأ انسان را در چارچوب تحولات طبیعی و فرایند انتخاب طبیعی توضیح می‌دهد و ظهور انسان را نتیجه‌ی پیوسته‌ای از تغییرات زیستی می‌داند. این دیدگاه بر جنبه‌های تجربی و مادی تأکید دارد و کمتر به ابعاد متافیزیکی یا غایی آفرینش می‌پردازد. پژوهش حاضر با رویکردی میان‌رشته‌ای و تطبیقی، به تحلیل تطبیقی دیدگاه‌های دینی، فلسفی و عرفانی در کنار یافته‌های زیست‌شناسی تکاملی می‌پردازد تا نسبت میان خلقت و تکامل را روشن سازد.نتایج نشان می‌دهد که هرچند هر دو رویکرد در پذیرش نوعی نظم، قانون‌مندی و فرایند تدریجی خلقت هم‌نظرند، اما در تبیین ماهیت انسان، نقش روح، غایت وجود و خاستگاه معنا تفاوت‌های بنیادین دارند. در این میان، نظریه‌های تلفیقی مانند &amp;amp;laquo;تکامل هدایت‌شده&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;طراحی هوشمند&amp;amp;raquo; می‌کوشند تا میان علم و دین پلی مفهومی برقرار کنند و از دوگانگی مطلق میان خلقت دینی و تکامل علمی بکاهند.در نهایت، این پژوهش تأکید می‌کند که فهم منشأ و جایگاه انسان تنها از رهگذر گفت‌وگوی میان‌رشته‌ای و بازخوانی هم‌زمان مفاهیم دینی، فلسفی و علمی ممکن است. چنین رویکردی می‌تواند به درکی جامع‌تر، عمیق‌تر و هماهنگ‌تر از حقیقت انسان و مسیر تکامل او بینجامد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی دیدگاه ادیان ابراهیمی درباره علم ژنتیک و ژن‌درمانی</title>
      <link>https://elmodin.ihcs.ac.ir/article_12145.html</link>
      <description>علم ژنتیک، انتقال محتوای زیستی از یک سلول به سلولی دیگر یا به نسل‌های آینده تعریف می‌شود. اولین افرادی که این علم را به چالش کشیده و آن را نقد و بررسی کردند، اندیشمندان دینی بودند که پذیرش فرضیه‌های ژنتیکی از سوی مردم جامعه، عمدتاً به باور و عقاید آن‌ها بستگی داشت. ازاین‌روی، مذهب نقشی اساسی در نگرش و جهت‌گیری افکار جامعه دارد. در این مطالعه قصد داریم که دیدگاه ادیان بزرگ را با تمرکز بر اسلام، در ارتباط با دانش ژنتیک بررسی کنیم. مسیحیت و یهودیت بیشترین مخالفت را با ژن‌درمانی دارند و در مقابل، اسلام ژن‌درمانی را روشی برای اصلاح یا ازبین‌بردن بیماری‌های صعب‌العلاج دانسته و تمامی انواع این امر را جایز می‌شمارد. روایاتی در اسلام به ژنتیک و انتقال صفات اشاره دارد که حائز اهمیت بوده و این علم را راهی برای بهبود زندگی بشر می‌داند؛ اما انسان را از سوءاستفاده آن منع کرده و قوانینی را وضع می‌کند که عدم پیروی از آن‌ها فساد و ظلم را به همراه دارد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
