<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش‌های علم و دین</title>
    <link>https://elmodin.ihcs.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش‌های علم و دین</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 21 Jan 2022 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 21 Jan 2022 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بازشناخت علمی- دینی رابطه «مدائن سماء» و «عمود نور» در روایت: «لهذه النجوم التی فی السماء مدائن …مربوطة کل مدینة الی عمود من نور»</title>
      <link>https://elmodin.ihcs.ac.ir/article_5603.html</link>
      <description>در روایتی از امام علی(ع) وجود مدائنی در آسمان که هر یک به عمودی از نور اتصال دارند، مطمح نظر قرار گرفته است. بعضی مراد از &amp;amp;laquo;مدائن سماء&amp;amp;raquo; را شهرهایی شبیه به شهرهای زمینی در آسمان دانسته اند و آن را حمل بر وجود زمین های متعدد در فضا کرده اند. برخی نیز بر جعلی بودن روایت مذکور تأکید کرده اند. بر این اساس نوشتار حاضر با عنایت به اختلاف برداشت ها، جهت تبیین چیستی مدلول روایت مذکور به بررسی متنی و سندی آن با تکیه بر روش های نقد حدیث پرداخته است. بر این اساس می توان با تکیه بر صحت سندی و معنای جامع و فراگیر&amp;amp;laquo;محصون بودن&amp;amp;raquo; برای واژه &amp;amp;laquo;مدائن&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;سیارات&amp;amp;raquo; برای &amp;amp;laquo;نجوم&amp;amp;raquo; در متن، به ترتیب به معانی &amp;amp;laquo;مدارهای سیارات&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نیروی جاذبه خورشیدی&amp;amp;raquo; برای &amp;amp;laquo;مدائن سماء&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;عمود نور&amp;amp;raquo; دست یافت. همچنین طول عمود نور در متن حدیث و شعاع منظومه شمسی یعنی فاصله کمربند کوئیپر از خورشید با نظرداشت مرز بخش سیاره&amp;amp;rlm;ای (با تقریب بالا) برابر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اصل تربیتی تدریج در قرآن، مبتنی بر تحلیل و نقد دیدگاه مفسران قرآن</title>
      <link>https://elmodin.ihcs.ac.ir/article_5604.html</link>
      <description>چکیده اصول تربیت بواسطه حلقه واسط بودن بین مبانی و اهداف تربیتی یکی از مباحث مهم و کاربردی در تعلیم و تربیت می باشد. یکی از اصول تربیت، اصل تدریج می باشد که مورد توجه بسیاری از اندیشمندان متقدم و متأخر تربیت قرار گرفته است. در قرآن کریم مسئله تدریج در آیات متعدد در دو حوزه تکوین و تشریع مطرح شده است. با بررسی های انجام شده، از آیاتی که در حوزه تکوین بیان شده می توان مبنای تدریج و از آیاتی که درحوزه تشریع بیان شده می توان اصل تدریج را استخراج نمود. مفسران قرآن به طور مستقیم و غیر مستقیم به این اصل تربیتی پرداخته اند. اندیشمندان علوم تربیت اسلامی در مورد اصل تدریج، به دسته ای خاص از آیات قرآن اشاره داشته اند، در حالی که در قرآن کریم حدود 90 آیه راجع به این اصل وجود دارد که برخی به طور مستقیم و برخی به طور غیرمستقیم به اصل تدریج اشاره دارند و می توان تدریج در آموزش را از آنها برداشت نمود. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، دیدگاه مفسران قرآن را در زمینه استناد به آیات قرآن و گستره آیاتی که در مورد این اصل وجود دارد مورد پژوهش، تحلیل و بررسی قرار داده و به این نتیجه دست یافته است برخی مفسران از جمله علامه طباطبایی با استناد به آیات قرآن به طور مستقیم به این اصل در آموزش اشاره کرده اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و نقد مدعای دکتر سروش در باب تحقق قیامت از دیدگاه ملاصدرا</title>
      <link>https://elmodin.ihcs.ac.ir/article_5865.html</link>
      <description>چکیدهملاصدرا در تفسیر واقعه قیامت اعتقاد دارد هر دو نوع قیامت صغری و کبری از جهت ذات و فی نفسه تحقق یافته اند و در تفسیر قرآن خویش، آیات مرتبط با تحقق قیامت و نفخین را به صورت ماضی تفسیر نموده است. دکتر سروش در مدعایی غریب، این رویکرد تفسیری ملاصدرا را، موید اذعان و پذیرش مبنای رویا انگاری وحی دانسته و از همرایی صدالمتالهین با خویش سخن می گوید. در بررسی و نقد این مدعا ، که با روش توصیفی و تحلیلی انجام شده، دو مساله اصلی به ذهن خطور می کند: اول اینکه بر خلاف مدعای سروش، اعتقاد ملاصدرا به تحقق قیامتین، مبتنی بر مبانی فکری و فلسفی وی در حکمت متعالیه است و ارتباطی به مبنای رویا انگاری وحی ندارد. مساله دوم اینکه فهم صحیح دیدگاه ملاصدرا در قبال بحث قیامت، موید وجه خطابی قرآن خواهد بود؛ زیرا از نظر صدرا، فارغ از عالم رویا و خواب پیامبر، هر دو قسم قیامت صغری و کبری به صورت عینی تحقق یافته و قیام آن نسبت به افراد مختلف به جهت تفاوت های وجودی آنها می تواند متقدم یا متاخر باشد..</description>
    </item>
    <item>
      <title>زوایه دید زمانی در داستان‏های قرآن و عهد عتیق (مطالعه ‏موردی داستان حضرت ابراهیم و لوط8 )‏</title>
      <link>https://elmodin.ihcs.ac.ir/article_5893.html</link>
      <description>زاویه دید زمانی، به بررسی زمان در روایت را بحث و در آن از سه جنبه اصلی ترتیب، دیرش و بسامد مطرح &amp;amp;rlm;می&amp;amp;rlm; &amp;amp;rlm;شود که باید آنها را در کل متن و نه دریک جمله بررسی کرد؛ این نوشتار به صورت توصیفی و تحلیلی به بررسی &amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;زاویه دید زمانی در داستان حضرت ابراهیم و لوط در دو کتاب مقدس قرآن کریم و عهد عتیق پرداخته است، &amp;amp;rlm;نتایج &amp;amp;rlm;بدست آمده نشان می&amp;amp;rlm; دهد که اندیشه کلی حاکم بر دو کتاب بر زوایه دید زمانی تاثیر مستقیم داشته است؛ &amp;amp;rlm;ترتیب در &amp;amp;rlm;داستان عهد عتیق بارزتر از قرآن کریم می &amp;amp;rlm;باشد و زمان قرائت با زمان روایت نسبت هماهنگ&amp;amp;rlm;تری در قران &amp;amp;rlm;کریم بر &amp;amp;rlm;عهد عتیق دارد و نیز بسامد در قرآن کریم مکرر و در عهد عتیق در اغلب از نوع مفرد است، این موارد از &amp;amp;rlm;ایدئولوژی &amp;amp;rlm;قرآن که هدایتی و تربیتی است و در عهد قدیم تاریخی است، را نشأت گرفته و به صورت کلی سعی در بیان آن را &amp;amp;rlm;دارد.&amp;amp;rlm;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل و بررسی آرای ابن عربی از منظر دانش حصولی و حضوری با تکیه‌بر «فصوص الحکم»</title>
      <link>https://elmodin.ihcs.ac.ir/article_6609.html</link>
      <description>این پژوهش با تکیه‌بر فصوص الحکم به سلوک قدسی و حضوری، اتصالی و شهودی در دریافت‌های باطنی و تجربه‌های عرفانی و قلبی ابن عربی در کاربست دانش حصولی و حضوری می‌پردازد. علاوه بر آن اندیشه‌های عرفانی، اصالت موهبت و کشش در برابر تدبیر و کوشش، رهایی از امور حسی و علایق مادی به‌عنوان راه جزم و مطمئن برای نیل به مطلوب حقیقی در دیدگاه این عارف گران‌قدر مطرح می‌شود.ابن عربی آنچه را از انواع علوم ضروری می‌داند که حاصل از کشف است و معتقد است که این علم هرگز در معرض شک و شبهه نیست، درعین‌حال راه عقل را به‌شرط آن‌که حد خود را نگه دارد تخطئه و تحقیر نمی‌کند و تمام سخنشان در این است که یگانه وسیلۀ شناخت &amp;amp;laquo;تعریف الهی&amp;amp;raquo; است.ازنظر ابن عربی عقل و علم ظاهری در محدودۀ صورت‌های ذهنی تلاش می‌کند و هدف اش رسیدن به ادراک است اما هدف علم نورانی؛ گشایش چشم بصیرت و ادراک ملکوت عالم و درک حقایق و رسیدن به‌حق است که سرچشمۀ حقیقی آن باطن و روح و قلب انسان کامل است.واژه‌های کلیدی: ابن عربی، علم حصولی و حضوری، درک باطنی، اصالت کشف و شهود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تفسیر علمی آیه مرج البحرین با رویکرد شبهه پژوهی</title>
      <link>https://elmodin.ihcs.ac.ir/article_6676.html</link>
      <description>در قرآن کریم سخن از دو دریاست که یکی شیرین و دیگری شور و تلخ بوده که این دو با هم تلاقی می کنند، اما بر هم غلبه پیدا نمی‌کنند و از آنها لولوء و مرجان نیز استخراج نیز می-شود. درباره اینکه مقصود از این دو دریا چیست و مصداق آن کدام است در میان مفسران آراء مختلفی وجود دارد که این آراء از جنبه‌های مختلف قابل نقد و بررسی هستند. در این میان عده‌ دیگری تلاش می‌کنند این آیات را از جنبه علمی مورد نقد قرار داده و آن را خطای علمی قرآن کریم معرفی نمایند که شخصی به نام مستعار سها از جمله آنهاست. وی در کتابی با عنوان نقد قرآن دلایلی در نقد علمی این آیات ارائه کرده‌است. این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی با گرایش انتقادی و بر اساس منابع کتابخانه‌ای انجام شده، قصد دارد با مراجعه به منابع معتبر علمی در حوزه زیست‌بوم‌شناسی، به نقد و بررسی ادعاهای مطرح شده پرداخته و ضمن بررسی آراء مفسران و محققان، عدم تعارض بین یافته‌های علمی با آیات مربوط به بحث را اثبات نماید. در این مقاله دلایلی ارائه می گردد که مقصود از واژه &amp;amp;laquo;البحرین&amp;amp;raquo; مصبهایی از نوع زبانه آب شور (Salt Wedge) می باشد که ویژگیهای آن، با همه اوصاف برشمرده از این دو دریا در قرآن کریم، در تطابق کامل است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقدی بر ادله‌ی سرمدیت زمانمند خداوند (با محوریت نقد دلایل ویلیام کریگ و استیون دیویس)</title>
      <link>https://elmodin.ihcs.ac.ir/article_6704.html</link>
      <description>سرمدیت خداوند به دو صورت زمانمند و بی‌زمان مطرح شده است. مطابق سرمدیت زمانمند، خداوند درون زمان قرار دارد و درون زمان، همیشه بوده، هست و خواهد بود. اما مطابق سرمدیت بی‌زمان، خداوند خارج از زمان قرار دارد. بسیاری از فیلسوفان دین معاصر از نظریه‌ی سرمدیت زمانمند دفاع نموده‌اند. از جمله ویلیام کریگ و استیون دیویس، تلاش نموده‌اند ضمن به چالش کشیدن ادلّه‌ی سرمدیت بی‌زمان بر مبنای این ادله وجود خدای زمانمند را اثبات نمایند:‌ وجود شخصی خداوند مستلزم زمانمندی است؛ افعال زمانمند الهی نشان می‌دهد که ذات الهی زمانمند است؛ نسبت دادن زمان به ذات خداوند حاکی از زمامندی ذات الهی است؛ علم خداوند به امور زمانی بدون زمانمندی ذات خداوند ممکن نیست. در این مقاله با محور قراردادن ادله‌ی ویلیام کریگ و استیون دیویس، به تحلیل و نقد این ادلّه پرداخته خواهد شد و اثبات خواهد گردید که به لحاظ عقلی، نظریه‌ی سرمدیت بی‌زمان که دیدگاه رایج در کلام و فلسفه‌ی اسلامی است، با هیچ چالشی مواجه نیست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانشی اگزیستانسیالیستی از مفهوم مرگ در نهج البلاغه</title>
      <link>https://elmodin.ihcs.ac.ir/article_6708.html</link>
      <description>تحلیل اگزیستانسیال از مفهوم مرگ یکی از مولفه های بنیادین تفکر هایدگر است. برمبنای تفکر هایدگر، مرگ به مثابه تعین امکان های اصیل دازاین، ضرورتی ست اجتناب ناپذیر، که عیان کننده ی بخشی از جهانمندی وی است. امکانی که دازاین با آن تولد یافته و به فرایند فهم هستی راه می یابد. به دیگر سخن، زندگی و مرگ، در نسبت با یکدیگر تکوین می یابند. در سنت اسلامی، در نهج البلاغه نیز با نگرشی اگزیستانسیالیستی به مفهوم مرگ مواجه هستیم، که به مثابه نزدیک ترین امکان فرد گریزی از آن نیست. خوانش حضرت امیر از مرگ، خوانشی سلبی و اضطراب آور نیست، بلکه نگرشی اصیل و اگزیستاسیالیستی است که فرد در فرایند حیات آن را هم چون امری بالقوه به فعلیت می رساند. در پژوهش حاضر، با نگاهی اگزیستانسیالیستی به مرگ در نهج البلاغه پرداخته خواهد شد و میزان نزدیکی و هم اندیشی هایدگر و حضرت امیر پیرامون مساله مرگ نشان داده خواهد شد. از جمله این که مرگ اندیشی، تعالی به خودآگاهی، زیستن آگاهانه و تعین امکان های واقع بوده ی فرد در جهان است. به بیان دیگر، تفکر درباره ی مرگ، هویت زندگی را برای ما آشکار خواهد کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی تطور تاریخی آراء مفسران پیرامون واژه &amp;laquo;کفاتا&amp;raquo; در آیه &amp;laquo;أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ کِفاتاً&amp;raquo;</title>
      <link>https://elmodin.ihcs.ac.ir/article_6770.html</link>
      <description>واژه &amp;amp;laquo;کفات&amp;amp;raquo; در آیه 25 سوره مبارکه مرسلات به عنوان یکی از صفت های زمین مطرح شده که دقت در آراء مفسران قرآن و تطور پیرامون مفهوم آن، می تواند نمونه ای مناسب از نقش تغییر مقتضیات فرهنگ مخاطبان در نحوه ارائه مطالب تفسیری را ارائه نماید. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی، به بررسی روایات معصومان(ع)، آراء لغویان و مفسران(از قرن اول تا دوران معاصر) و سیر تطور آنها پرداخته است که بر اساس نتیجه آن، به رغم آنکه از تفاسیر متقدم تا تفاسیر قرن چهاردهم هجری، به دلیل رویکرد دغدغه های تفهمی مخاطبان قرآن که عمدتا ناظر به فلسفه، کلام، ادبیات، فقه و .. بود، معنای واژه &amp;amp;laquo;کفات&amp;amp;raquo; که فحوای ضمیمه و جذب کردن نسبت به زمین بود را با ادبیاتی ناظر به جایگاه آرامش و سکونت و تامین مایحتاج انسان و دفن اموات مطرح کردند، از قرن چهاردهم با ترجمه آثار علمی ناظر به رنسانس در تمدن غرب و اولویت یافتن علوم تجربی، گرایش به توضیح بر اساس اصطلاح تخصصی جاذبه در میان مفسران، فزونی یافت.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
